|
سنگ، کاغذ، قیچی میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد .
|
ندیدمش ولی دلم براش تنگ شده احساس خوبی بهش دارم خوشم از باباش نماید ولی دلیل نمیشه که بخاطر باباش بهش کم محبتی کنم حس عجیبی بهش دارم. خیلی دوس دارم ببینمش و ببوسمش فقط اینو میدونم که صورتش خیلی لطیفه آخی عسیس دلم ولی به خاطر دیدنش باید چند ماهی صبر کنم آخه فعلا ماموریته و تو سفر ----------------------- پ.ن: خاستیم دل امتی رو خوشحال کنیم و اصل ماجرا رو نگیم و از آخر شروع کنیم ولی خوشبختانه سوءتفاهمی پیش اومد که باعث شد که اسم آقا امید این وسط حلوا حلوا شه نه بابا خبری شد جز دوری شما دوستان و اینکه من دارم خاله میشم. این آبجیمون هم 2قولودار خواهد شد عین آبجی بزرگم بابام خیلی خوشحاله قراره اسمش رو تو کتاب گینس ثبت کنن. [ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 11:44 ] [ خودم ]
[ نظرات (18) ]
با شنیدن این کلمات یاد چی یا کی میافتین؟ یکی: خدا ادم: باید اینسان باشه جذاب: سفید با اندامی هیکلی قهرمان: بتمن زیبا: من نیستم البته بازم شکر عشق: مرسی قبلا صرف شده بازی: زندگی تفنگ: دوس ندارم sms: خیلی دوس دارم بازگشت: فایده نداره حسرت: نباید حسرت خورد دوست: نامرد اشک: یار بالشت بادکنک: قلبم نفرت: کمتر نفرت میگیرم ولی وای به روزی که نفرتی شم بوس: خیلی دوس دارم حس: پوچی عروسک: u & me گربه: سال تولدم چای نبات: واس دل پفک نمکی: دلم براش تنگ شده فالگیر: دروغگو آرزو: دو تا ارزوی دوس داشتنی دارم من: خودم شازده: از کسی بدم بیاد بهش میگم شازده امید: کی گفته اسمش امیده، چرا حرف تو دهنم میزارید ----------------------- پ.ن: بعد از نظر شما منم میگم یاد چیا میافتم
امسال هدیه والنتاین مجازیمونو گرفتیما بقیه هم تو چشای روشنمون نگا کردن (ینی اینجوری) یه دونه اس تبریک هم داشتم که قبلا اشاره کردم و نخونده حذف کردم فقط اولش نوشته بود والنتاین یعنی... هدیه حاجی هم رسید جهت مشاهده ؛ ادامه مطلب رو کلیک نمایید ادامه مطلب [ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 11:52 ] [ خودم ]
[ نظرات (12) ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||